خرید بک لینک
من خودم را هنوز از حفظم ٬ توی این بیت های تکرارینازنینم چقدر در خوابم ٬؟! نازنینم چقدر بیداری ؟!روزهای عمیق می میرند٬ لحظه ها التهاب این تردید ٬می توانم تو را نگه دارم ؟! می توانی مرا نگه داری ؟!دوست دارم تو را نفس بکشم ٬ روی چشمت نگاه من جاریکه تو هر بار توی چشمانت یک سکوت شنیدنی داری !بودنت ٬ ماندنت ٬ نفس هایت ٬ اضطراب عمیق این تنهامن خودم را به عشق می بخشم ٬ تا خودت را به عشق بسپاری !مثل یک برگ زرد پاییزی بودنت را به خاک می افتمگرچه از التماس لبریزم ٬ گرچه از التماس بیزاری !همه ی لحظه ها که در خوابم ٬ همه ی لحظه های بیداریدوستت دارم ٬ آسمانم باش ! دوستت ... دوست ! دوستم ٬ داری ؟

برچسب: دوستت دارم,دوستت دارم عشقم,دوستت دارم ها, نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:23

اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذارهمه بگویند "بیچاره دیوانه شده" من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شومموهایت را شانه کنم، دکمه های پیراهنت را ببندم، دستم را روی صورتتبکشم.. وای دستم را رویِ صورتت بکشم... یعنی تا این حد اجازه دارم دررویاهایم نزدیکت شوم؟من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من استمثلِ نیازِ ماهی به آب. من بدون دوست داشتنت می میرم در این خشکیِ مطلق... اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم. باید هر موقع که کم می آورملب هایت را زیر و رو کنم. شعر هایِ زیادی است لا به لای ِ صورتیِشیرینش... . چشم هایت، چشم هایت که اصلا زندگی است نباید شعرش کرد بایدکشید و از دور نگاه کرد و مست شد...حالا اجازه دارم آرزویت کنم؟ سحر رستگار

برچسب: اجازه می دهی آرزویت کنم؟, نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:23

سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ایشعرست یا جنون به زبانم وزیده ای؟مثل نسیم نیمهء مرداد ماه گرمدر ظهر چشمهای جوانم وزیده ایمن گم شدم درست زمانی که آمدیتو از کدام سمتِ جهانم وزیده ای؟مثل بهار، آمدنت ناگهانی استدر من بدون آنکه بدانم وزیده ای!این بار چندمست که من عاشقت شدم؟این بار چندمست به جانم وزیده ای؟حرفی بزن که شعر شود در دهان منحالا که باز در هیجانم وزیده ایباران و عشق حادثه ای آسمانی اندباران گرفته است گمانم وزیده ای مژگان عباسلو

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:23

کار ِ رود رفتن است
کار ِباد، آمدن
کار ِعشق، بردن است
کار ِدل، باختن ...

کار ِمرگ هر چه هست
کار ِماست
عاشقانه زیستن.

مژگان عباسلو

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:23

موهایت در باد
به پرواز در می آمد
کنارت
به تماشایت می نشستم
خورشید می سوزاند
دریا آتش می گرفت
تو حرف می زدی
و من غرق صحبت ات بودم
می خندیدی
سکوت می کردی
به فکر فرو می رفتی
دست در دست من، راه می رفتی
راه تمام می شد
تو را نمی دیدم
زمان، سال سال می گذشت
از دور، از خیلی خیلی دور
تماشایت می کردم.


اُزدمیر آصف

برچسب: موهایت در باد,رقص موهایت در باد, نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:23

باران که می بارد
دوباره شاعر می شوم
می توانم برایت شعری بگویم
از تمام حرفهایی که نمی زنم
از جاده هایی که
بی تو قدم زدم
از پنجره هایی که از آن ندیدمت
از روزهایی که بی تو هدر شدند..
می توانم شعری باشم
و بر لبهایت
زمزمه شوم..
باران کافیست برایم
که دوباره عاشقت شوم...


مونا پرستش

برچسب: باران که میبارد تو در راهی,باران که میبارد,باران که میبارد دلم برایت تنگ, نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:22

"گل"و یا"پوچ"بگو دستِ دلم را وا کن گلِ گم مانده ی اقبال مرا پیدا کن... ! سرِ دندان تو چون ماه سپید است-بخند دل حسرت زده را آب تر از دریا کن! همه ی ترسِ من این است که چشَمت بزنند لااقل پنجره ات را به جهان کم وا کن غم گیسوی تو دارد،شبِ دلتنگیِ من زودتر این شبِ نفرین شده را فردا کن تو که دلگرم تر از سینه ی تابستانی لطف کن دستِ دلِ یخ زده ام را "ها"کن "شمسِ" بابلسرِ دلتنگی ی من،حرف بزن شهرِ حیرت زده را، یک شبه "مولانا" کن سیدمحمدعلی_رضازاده

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:22

ای در سر شوریدۀ من شور از تو وی چشم جهانبین مرا نور از تو مانند چراغ صبح، ای جان جهان نزدیک به مُردن شدهام، دور از تو! میرزا مهدی مستوفی

برچسب: ای در سر زلف تو پریشانیها,ای در سرم سودای تو,ای در سرم سودای تو سراج, نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:22

صفحه بندی